محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
559
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
العمل . . . ) اين بند و عبارات بعد از آن همگى تفسير و توضيح جمله اول اين خطبه هستند . ( فأخذ امرؤ من نفسه لنفسه ) انسان بايد در زندگى ، تلاش و كوشش كند و براى حفظ آزادگى و كرامتش بردبارى كند . امام عليه السّلام پيش از اين در وصف پرهيزكاران فرموده بود : روزهاى كوتاهى را صبر كرده تا آسايش جاويدان را از آن خود كنند . « 1 » ( و أخذ من حيّ لميّت و من فان لباق . . . ) همه مىدانند كه روزى خواهند مرد . مهم آن است كه بدانيم چگونه مىميريم و پس از خود چه بر جاى خواهيم گذاشت . چهبسا كسى در گمنامى مىميرد ؛ اما مرگ خود را رخدادى تاريخى براى وطن و سرزمينش مىگرداند و چهبسا ثروتمندان و قدرتمندان بزرگى كه يادشان در اثر مرگ همانند حشرات و حيوانات به سرعت زدوده مىشود . امام عليه السّلام مىگويد كه شما در هر صورت خواهيد مرد ؛ پس مرگ خود را مايه زندگى جاويدان خويش و ديگران قرار دهيد و خود را از زندگى تهى از خوارى و ترس و رنج آخرت محروم نكنيد . ( امرؤ خاف اللّه و هو معمّر إلى أجله و منظور إلى عمله ) خداترسان بر شهوات خود چيره شده و طمعهاى خود را كنترل كرده و خويشتن را از هر بندى گسسته و خود را در اختيار خدا و ميهن و جامعه قرار دادهاند .
--> ( 1 ) . نك : شرح خطبه : 193 .